فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

147

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

بزرگ ابو الخير خان ، خان نامدار شيخ حيدر خان بن ابى الخير خانست و حضرت سلطنت پناه ، خانيّت دستگاه ، شاه بداغ سلطان در حال حيات حضرت خان بزرگ ابو الخير خان وفات فرمودند و قبل از آنكه بهار جوانى بكمال شكفتن كرد ، صرصر اجل موعود گل وجود آن حضرت را از گلبن زمانه فرو ريخت ، پادشاهى عزيز القدر كه در كمال صفاى طلعت بر شمس و بدر فايق آمدى و سلطانى نامدار كه در مصاف سلطنت و استعداد خانيّت بر جميع سلاطين ، سابق شدى ، در شجاعت نامدار عالم و كاسر ناموس رستم و در كرم قاآن زمان و ناشر موايد لطف و احسان . ابيات خان عالى مناب شاه بداغ * رفت و خانرا ازوست بر دل داغ قرة العين پادشاهى بود * پرتو سايه الهى بود چشم خان از جمال او روشن * دل خان در خيال او گلشن همه عالم به روى او ديدى * شاد گشتى چو سوى او ديدى ناگه از مكمن قضاى إله * خواند او را اجل سوى درگاه چون بهارى اگر چه ظاهر شد * زود مقهور حكم قاهر شد رشتهء عقد سلطنت بگسيخت * زود بشكفت ليك زود بريخت او بهار اندرين گلستان بود * ميوهء نوبهار او خان بود در بهار ارچه ناز و شيوه بود * ليك مقصود ذات ميوه بود ميوهء باغ رحمت و احسان * خان بن خان محمد شيبان باد روشن ، محل بينش ازو * زينت باغ آفرينش ازو